تبليغاتX
آی بـــی کــلاه - خودمان نمی خواهیم
در سـر عـقـل بـایــد بـی کلاهـی عــار نیسـت

 

چند شب قبل داشتم کتاب بی نظیر بوتو دختر شرق را می خواندم که خاطراتی است جسته و گریخته از پاکستان و سختی هایی که بی نظیر بوتو نخست وزیر اسبق آن و اعضا حزب مردم در جهت رسیدن به دموکراسی متحمل شده بودند . در قسمتی از این خاطرات آمده بود در زمانی که اختناق حکومت نظامی ژنرال ضیاءالحق به اوج رسیده بود و خبری از دموکراسی نبود چند نفر از مردم عادی در اعتراض به استبداد و در جهت رسیدن به دموکراسی اقدام به خودسوزی کردند .

برای من خیلی تکان دهنده بود که یک هندو مذهب یا یک مسلمان فقط برای رسیدن به دموکراسی خودکشی کند آن هم نه با طناب یا زهر بلکه با شعله های آتش و در انظار عمومی . خیلی برایم عجیب بود ایستادگی کردن مردم تا این حد در برابر استبداد . فردی حاضر به نبود خود می شود فقط برای آنکه دیگران به حاکمیت بر سرنوشت خود برسند . به راستی چرا مردمی در پاکستان در چهل سال قبل به این حد رسیده بودند و مردم ما در حال حاضر تا این حد نسبت به سرنوشت خود بی علاقه و بدون کنش باقی مانده اند ؟ چرا در کشوری چون پاکستان که تا حدود بسیار زیادی از لحاظ فرهنگی و اجتماعی به ما شباهت دارد  تحزب و دموکراسی خواهی تا این حد تعمیق شده است ؟ البته من هم با شما هم عقیده ام که ما هم در مواقعی چون پاکستانی ها نسبت به سرنوشت خود حساسیم . انقلاب مشروطیت در صد و سه سال قبل ، نهضت ملی شدن نفت در دهه سی و انقلاب 57 همه همه نشان از آن دارد که مردم ما هم نسبت به سرنوشت خود حساس اند اما در تمام این موارد هم یک موضوع مهم وجود دارد و آن وجود رهبری است فراتر از همه ، در مشروطیت رهبران مذهبی و روشنفکران از فرنگ برگشته در نهضت نفت مصدق و کاشانی و در انقلاب 57 امام . البته در این میان یک استثنا هم هست و ان دوم خرداد است که مردم با رای خود رهبر اصلاحات را از ناشناختگی کامل به ظهور رساندن آن تنها موردی بود که مردم رهبر ساز هم شدند .

شاید در این ایام که کم کم به انتخابات نزدیک می شویم باز مردم باید یکبار دیگر رهبر برای خود بسازند و بتراشند . باز باید مردم نسبت به سرنوشت خود حساس شوند و بفهمند که حکومت خود بر خود بهتر از حکومت غیر بر خود است .

در مجموع ما ایرانی ها چندان مایل به حرکت های انتحاری نیستیم و خیلی سخت به سمت حرکت شدید برای رسیدن به حقوق خد می رویم . شاید این از جهاتی خوب باشد اما نقطه بد آن این است که پایان این عدم تمایل معلوم نیست مشخص نیست و این هم جای امید است برای آزاد اندیشان و هم تهدید است برای حکومت ها که نمی دانند مردم تا کجا همراه آنها هستند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید افشین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اولین حروفی که نوشتن آن را آموختم
آی با کلاه و آی بی کلاه بود .
اوایل آن ~ بالای ا برایم جذاب بود
اما بعدها فهمیدم آیٍ بی کلاه بهتـر است از هـزار کلاهٍ آی با کلاه .
آی بـی کلاه نه کلاهی دارد که بردارند
و نه کلاهـی سـرش مـی رود .
ایستاده
ســــاده
راست قامت
بـی هیـچ تعلقی ...

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
پیوندها
آی بــی کـــلاه (نسخــه شمـاره 2)
مـهــدی کــــروبــــی
سیــد محمـد خاتمی
حـزب اعتـمـاد ملـــی
رسـول منـتــجـب نیـا
عـبــــاس عـــبـــدی
امــام مـوسی صــدر
آیــت الــه صــانــعــی
هاشمی رفسنجانی
روزنامـه اعتمــادملـی
دیپلماسی ایرانی
اکــبـر اعـلـمـی
هم میهن
الــپــــر
قــطـار
امـروز
تغیـیـر
ایران در جهان
دنیای سیاست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

قطار وبگردی