![]() |
![]() |
|
| در سـر عـقـل بـایــد بـی کلاهـی عــار نیسـت |
|
مطمئنا بارها از تلویزیون شاهد استقبال گسترده مردم از سفرهای استانی مسئولین بوده اید . این مسافرتها که هم جهت سرکشی به امورات است هم به جهت بهره برداری و افتتاح پروژها و هم جهت بازدید مردم همواره با استقبال شدید و گسترده مردم آن هم از ابتدای مبادی ورودی شهر آغاز می شود و تا استادیوم ورزشی هر شهر ادامه می یابد . اما واقعا این استقبالها چگونه ترتیب می یابد و هدف استقبال شونده و استقبال کننده از این استقبال و این مراسم چیست ؟ آنچه در بدو امر جالب می آید این است که این استقبال ها از تمام روسای جمهور انجام می گردد فرقی نمی کند خاتمی رئیس جمهور باشد یا احمدی نژاد هر که باشد مردم هجوم می آورند . ماشین حامل رئیس جمهور از هر دو طرف تحت فشار قرار می گیرد احتمالا چندین نفر زیر دست و پا می مانند پای چند نفر از استقبال کننده ها زیر چرخ خودرو می ماند . چند نفر از مردم عادی از فرصت استفاده می کنند و روی کاپوت جلوی ماشین می پرند یا از هر جای آن بشود آویزان می شوند و در همان لحظه خود را جزئ مسئولان امنیتی احساس می کنند و دیگر مستقبلین را با حرکات شدید دست و در پاره ای موارد پا از خودرو دور می کنند . ادارات و بازار و مدرسه ها برای یک روز کامل تعطیل است و بعداز اتمام مراسم استقبال خیابانهای پر از عکس رئیس جمهور می ماند و چندین لنگه کفش زنانه و مردانه که این خود باعث ایجاد تکانی کوچک در بازار کفش فروش ها خواهد شد . استقبال کننده ها اکثرا در جلوی در استادیوم از قافله جدا می شوند و نوبت به مردم دیگری می رسد که از صبح در استادیو منتظرند زیر آفتاب داغ تابستان یا در سوز سرمای زمستان . فرقی هم نمی کند رئیس جمهور که باشد و از کدام طیف و گروه جالب این است در این شرایط وضعیت فعالیتهای دولت هم اهمیت ندارد مهم نیست این رئس جمهور خاتمی باشد که رئیس دولت سازشکار و غربگرا و ضد ارزش بود یا احمدی نژاد که دولت او دولت شعارهای بزرگ و اعمال ناچیز است .منتظرین سخنرانی دو دسته اند عده ای آن جلوها ایستاده اند و مدام در حال تلاطم و تکان خوردن . از هر طرفی به اینها فشار می آید و معلوم نیست منشا فشار کجاست . این جماعت به جای گوش دادن به فرمایشات رئیس جمهور مدام شعار و می دهند و در زمان خاتمی هم مدام دست می زنند و هورا می کشیدند برای اینها مهم نیست سخنران چه می گوید . دسته ای دیگر در دورتر ایستاده اند اینها کمی قصد گوش دادن دارند اما همواره نقص سیستم صوتی و نامطلوب بودن شرایط اعصاب این بندگان خدا را خورد می کند. سخنران هم عمدتا کمی برای دشمنان داخلی حرف میزندو مقداری هم برای دشمنان خارجی . دشمنان داخلی را نمی دانم اما خارجی ها مطمئنا در جمع حاضر حضور ندارند . سخنران بعد مقداری از طرح هایی می گوید که قرار است راه بیفتد و از طرح هایی که خواهد ساخت همواره تاسیس کارخانه و سد و دو بانده کردن یک جاده و ساخت ورزشگاه اختصاصی بانوان در این طرح ها جا دارد در اینجا هم مهم نیست رئیس دولت که باشد . سفر بعد از چند افتتاح و سخنرانی به خیر و خوشی و با دستاوردهای فراوان به پایان می رسد . از این روند چند مطلب به دست می آید : اول اینکه دولت مطمئن است در تمام سفرها مردم به استقبال می آیند و این یعنی عده ای هستند که بدون توجه به فعالیت یا گرایش دولت همیشه می آیند این همان مردم همیشه در صحنه اند . این اطمینان و حضورهای همیشگی یعنی عده ای خود را موظف می دانند یا موظف می شوند به حضور شاید هم برای اینکار و این آمدن استخدام می شوند . دوم اینکه آنچه مهم است طرح ها نیست بلکه حرفهاست مهم این است که احمدی نژاد از دهان مردم و در تمام شهرها به گوش دشمنان برساند انرژی هسته ای حق مسلم ماست مهم این است خاتمی در همه جا برای مردم از آزادی بگوید . مهم گرفتن تایید دولت از مردم است نه انجام کار و خدمات از طرف دولت . سوم اینکه برای دولت زیاد تعطیلی بازار و ادارات و مدرسه ها چندان مهم نیست مهم نیست به علت تعطیلی بازار چندین کاسب ضرر کنند . مهم نیست پرونده ای که مدتهاست در دادگستری در جریان است به علت نیمه تعطیل بودن به چند ماه آینده موکول شود و از قضا یکی از طرفین در این مدت فوت می کند و تمام رشته های طرف دیگر پنبه بشود . مهم نیست آموزش کودکان این کشور با وقفه روبرو شود . اگر اینها مهم بود که این سفرها در جمعه ها برگزار می شد . چهارم اینکه این سفرها برای مردم هم به عنوان یک اتفاق بیهوده می نماید چرا که مردم اگر می خواستند مسئول را ببینند خوب خیلی راحت در دو طرف مسیر می ایستادند و مسئول به آرامی از برابر آنها رد می شد و دو طرف به راحتی یکدیگر را می دیدند و اگر قرار بر این بود که مردم حرفهای مسئول را گوش دهند سیستمهای صوتی بهتر ایجاد می شد و برای مردم بینوا جای مناسبتری ترتیب داده می شد یا اصلا مردم پای گیرنده های خود می نشستند با دقت به حرفها گوش می دادند اما روند حاضر یعنی دو طرف قبول دارند که این حرفها برای حضار نیست . به هر حال این سفرهای استانی رئیسان جمهور است که برای همه یکسان است و گویا ناگزیرند از این سفرها . خدا را چه دیدی شاید روزی که ما هم رئیس جمهور شویم این روند ادامه داشته باشد . آنچه در سفرهای استانی مهم است این است که در ایران این سفرها نوعی تبلیغ است برای نشان دادن محبوبیت مردمی دولت و مخاطب اصلی این مراسم مردم استان نیستند بلکه همان دشمنان داخلی و خارجی اند .
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سید افشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اولین حروفی که نوشتن آن را آموختم
آی با کلاه و آی بی کلاه بود . اوایل آن ~ بالای ا برایم جذاب بود اما بعدها فهمیدم آیٍ بی کلاه بهتـر است از هـزار کلاهٍ آی با کلاه . آی بـی کلاه نه کلاهی دارد که بردارند و نه کلاهـی سـرش مـی رود . ایستاده ســــاده راست قامت بـی هیـچ تعلقی ... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|