![]() |
![]() |
|
| در سـر عـقـل بـایــد بـی کلاهـی عــار نیسـت |
|
اصلا از علی کریمی خوش ام نمی آید گرچه از گلزدن هایش خوشحال می شوم و از تکنیک گاه و بی گاه اش حظ می کنم . اما هیچ احساس علاقه ای نسبت به او ندارم . علی کریمی را همه با تکنیک بالا و دریبل های زیبایش می شناسند . جادوگر آسیا خیلی جوان بود آن زمانی که در ویتنام داور را زد و دو سال محروم شد . شاید همه فکر می کردند بزرگ می شود و سر به راه اما او هیچگاه سر به راه نشد . کریمی از همان ابتدای فوتبالش به پرسپولس رفت جوانی در تیمی بزرگ و خیلی زود شیوخ پولدار حواشی خلیج فارس این گوهر خوش تراش را از آن خود کردند . خیلی واضح بود که کریمی تنها به دنبال پول است و امارات بهترین جای دنیا برای او بود خود کریمی هم قبلا اعلام کرده بود که هدف اش از فوتبال پول است و در این بین چه فرق می کند الاهلی امارات یا السد قطر یا پرسپولیس تهران خدا را چه دیدی شاید فردا روزی از شموشک نوشهر یا شیرین فراز هم سر در بیاورد . کریمی با دو سه تا دریبل در بازی تدارکاتی ایران و آلمان خودش را تا بایرن مونیخ سوق داد همه می دانستند این بار بازیکن ایرانی بایرن نه علی دایی است نه وحید هاشمیان . همه انتظار ستاره شدن جادوگر را داشتند اما آن ستاره بی خیال به هیچ کس تعلق نداشت به غیر از خودش انگار هیچ تلاشی نداشت برای فیکس شدن در بایرن . هیچ میلی نداشت به ستاره شدن در قاره سبز هر چقدر دیدن علی کریمی در جام قهرمانان برای ما رویایی بود بازی کردن در لیگ قهرمانان برای او انگار هیچ حال و هوایی نداشت . همین هم شد آلمانهای سرد ستاره ما را که انگار زبان آنها را هم نیاموخته بود پس زدند و جادوگر سواحل گرم گرم امارات و جیب های پرپول شیوخ و سطح پایین فوتبال خلیج را به همه آرزوهای ما ترجیح داد . کریمی به هیچ کس تعلق نداشت جز خودش . این قصه کریمی بود تا این اواخر که انگار ستاره مغرور بالاخره فهمیده بود متعلق به خود تنهایش نیست . او برای ما حرف زد و چقدر لذت بردم از صراحت لهجه اش آنگاه که گفت در تمام دوران بازی گری اش فدراسیونی به این بی برنامگی ندیده است . ما لذت بردیم و مسئولان مصاحبه های تند کردند و علی را که تازه مال ما شده بود را کنار گذاشتند . این بار نه تنها از نبودش ناراحت نبودیم بلکه شاد هم شدیم که ارزش نبودنش را داشت . مسئولان کم کم کوتاه آمدند و گفتند عذرخواهی کند تا برگردد اما علی ما که در هیچ تیمی هم بازی نمی کرد مغرور تر از این حرفها بود. قصه آنقدر بالا گرفت که حتی پا درمیانی سید حسن خمینی هم بی فایده بود هیچ صحبت های احمدی نژاد هم کارگر نیفتاد . قصه گذشت و گذشت تا اینکه علی برگشت پرسپولیس و در داربی گل زد و دریبل کرد . در بازی ابومسلم گل زد و گل زد و گل زد و خودش را به تیم ملی تحمیل کرد و دایی که علی کریمی را بازیکن آماده ای می دید چاره ای نداشت جز دعوت او . اما خیلی ساده لوحانه بود که این دو علی را در رابطه مربی و بازیکن در کنار هم تصور می کردیم . و این بار نوبت کریمی بود که تلافی کند و از تیم ملی خداحافظی . گرچه برای دایی هم خوب است که یاغی مغرور را در تیم خود ندارد . دایی امشب گفت آن کس که گفت نمی آید دیگر عضو تیم ملی نخواهد شد . حال با توجه به اینکه دوران حکومت دایی در تیم ملی ابدی می نماید پس جادوگر برای همیشه خاموش شد و رفت اما از ته دل از این مدل رفتن خوشحالم . از این رندی از این بی خیالی از این غروری که همواره عذاب آور بود دارم لذت می برم . |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سید افشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اولین حروفی که نوشتن آن را آموختم
آی با کلاه و آی بی کلاه بود . اوایل آن ~ بالای ا برایم جذاب بود اما بعدها فهمیدم آیٍ بی کلاه بهتـر است از هـزار کلاهٍ آی با کلاه . آی بـی کلاه نه کلاهی دارد که بردارند و نه کلاهـی سـرش مـی رود . ایستاده ســــاده راست قامت بـی هیـچ تعلقی ... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|