![]() |
![]() |
|
| در سـر عـقـل بـایــد بـی کلاهـی عــار نیسـت |
|
خدا را شکر هر چقدر برنامه نود فردوسی پور دعوا و دردسر درست می کند به جای آن برنامه زیبای ورزش و مردم رمانتیک است و تاثیر گذار . واقعا صدا و سیما خوب بلد است یکی به نعل بزند و یکی به میخ . با بهرام شفیع به نعل می زند و با عادل فردوسی پور به میخ . صبح امروز جمعه برنامه زیبا ماندگار موثر حرفه ای و پرتماشاگر ورزش و مردم میهمانی داشت به نام محمد مایلی کهن . شاید جالبترین قسمت این برنامه سوال شفیع بود در مورد رابطه مایلی کهن با دایی . آخ چقدر رمانتیک بود جوابهای مایلی کهن . مایلی که با اشاره مجری برنامه روبه دوربین کرد و از سالهای دور شروع کرد مایلی : آقای دایی یادته آن زمان که هیروشیما پرده فلان جات پاره شد من بالا سرت بودم . یادته دماغت شکست ناراحت بودی من زدم پشت ات !!! و گفتم دماغ یک فوتبالیست خوب می شه . یادته سال 94 که علی آقا پروین سرمربی بود و من کوچکترین مربی بودم . یادته آقای دایی با ماشین فرستادمت بهترین بیمارستان .... آقای شفیع اسمش بگم تبلیغه ؟؟ شفیع : (با لحنی متاثر ): نه نه مایلی : دی . تازه بیمارستان دی درست شده بود . آقای شفیع من می خوام الان یه چیزی بگم که تا حالا کسی نگفته . دیشب اون وقت بود که باران می آمد نم نم هوا خوب بود و از این حرفا.... شفیع :( در میان حرفها) : تگرگ می آمد . مایلی : بله من رفتم دوکون آقای دایی ( احتمالا همان فروشگاه بزرگ دایی ) ساعت نزدیک هفت بود کرکره را پایین داده بودند رفتم اما متاسفانه آقای دایی نبود . برادرشان معلم شیمی است گفت آقای مایلی خیلی دیر آمدی !!!! به هر حال من از همین جا می گم هر چی بوده تمام شده دایی جان من دوست ات دارم . آقا خودمانیم عجیب فیلم هندی است این برنامه وزین ورزش و مردم . اصلا انگار نه انگار که همین چند وقت پیش در برنامه نود همین آقای مایلی کهن دایی را به انواع و انحاء مختلف نوازش فرمود انگار نه انگار تو همون برنامه به عادل فرمودند : آقا برید از آقای ضیایی (سرمربی صباباتری) بپرسید این آقا خون به دلشان کرد . در میان بازی بچه ها را جمع می کرد که تاکتیک تیم را عوض کند . اصلا انگار نه انگار همین دایی جان دوست داشتنی علیه این مایلی رمانتیک شکایت کرد و همین مایلی در زمان احضارش به دادسرا به ماموران نیروی انتظامی گفته بود من نمیام باید به من دستبند بزنید . همین مایلی رمانتیک به خاطر شکایت دایی جان یک سال از اظهارنظر در مورد فوتبال در رسانه ها محروم شد . همین مایلی رمانتیک در آن کلاس مربی گری نام شرکت دایی را که تهیه کننده لباس متحدالشکل مربیان بود از روی لباس اش کند . همین آقای مایلی رمانتیک و دایی جان بودند که ....... بگذریم عجیب برنامه ای است این ورزش و مردم و عجب زمانه ای است و عجب مردمی !!!!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سید افشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اولین حروفی که نوشتن آن را آموختم
آی با کلاه و آی بی کلاه بود . اوایل آن ~ بالای ا برایم جذاب بود اما بعدها فهمیدم آیٍ بی کلاه بهتـر است از هـزار کلاهٍ آی با کلاه . آی بـی کلاه نه کلاهی دارد که بردارند و نه کلاهـی سـرش مـی رود . ایستاده ســــاده راست قامت بـی هیـچ تعلقی ... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|