تبليغاتX
آی بـــی کــلاه
در سـر عـقـل بـایــد بـی کلاهـی عــار نیسـت

در فضای سیاسی ایران دو قطب وجود دارد که ریشه پیدایش آن به مجلس سوم می رسد و تاسیس مجمع روحانیون مبارز توسط کروبی و خاتمی و موسوی خوئینی ها . عده ای راست یا انحصار طلب یا همان اصولگرا هستند و عده ای چپ یا اصلاح طلب . اوج چهره نمایی این دو دسته هم دوم خرداد بود . بعد از دوران خاتمی در سال هشتاد و چهار قالیباف خودش را اصولگرای اصلاح طلب نامید و با این حربه و با این نام به دنبال کسب رای هر دو طرف بود . در انتخابات امسال تکلیف گرایش سه نفر از نامزدان مطرح معلوم است . احمدی نژاد اصولگرایی است منحصر به فرد ، که می توان به او و تفکر او اصولگرای مدرن یا جدید یا تندرو نام نهاد . محسن رضایی اصولگرایی است که می توان نام سنتی و عقل گرا و یا نهادگرا گذاشت . مهدی کروبی هم اصلاح طلبی است که باید بر او اصیل یا عمل گرا یا سنتی نام نهاد . اما در این بین تنها کسی که تلفیقی است از هر دو طرف میرحسین موسوی است که می گوید من اصلاح طلب اصولگرا هستم و این موضوعی است غامض چرا که مشخص نیست دیدگاههای اصلاح طلب اصولگرا چیست . اصلاح طلبی بر پایه اعتقاد به برابری در برابر قانون ، اعتقاد به آزادی بیان و اندیشه ، اعتقاد به محدود ساختن قدرت و مشروطه کردن آن و غیر ماورایی ساختن منشاء قدرت . اعتقاد به حقوق برابر شهروندی و نیز تعریف صحیح جایگاهها و تفکیک قوا بر اساس قانون پایه ریزی شده است و هر آنچه تا کنون از اصلاح طلبی دیده ایم گام برداشتن در راستای همین حدود است . اصولگرایی هم عقاید جالبی دارد . اعتقاد به ماورایی بودن منشا قدرت و حاکمیت ، اعتقاد بر اینکه حاکمی که قدرت ماورایی دارد و حق تعیین سرنوشت دیگران را از طریق قید مطلقه دارد و نیز می تواند بالتر از قانون باشد ، اعتقاد بر اینکه همه شهروندان برابراند اما نسبت این برابری به نسبت اخلاص در نزدیکی به حکومت است و اعتقادهایی دیگر که الان یادم نمی آید که بنویسم . تمام آنچه از حکومتهای اصولگرا دیده ایم هم همین بوده است سعی در محدود کردن مردم بنابر عقیده خودشان ، سعی در هدایت مردم به راهی که خودشان صحیح می دانند . اهمیت ندادن به آزادی های شهروندی که حتی گاهی به قیمت جان مردم ختم می شود مثل قتلهای زنجیره ای و گاهی جلوه های دیگر آزادی و حقوق شهروندی را تهدید می کند مثل اینکه روزنامه ای بدون دلیل بسته می شود یا دانشجویی بدون تفهیم اتهام مدتها بازداشت می ماند و امثال اینها .  حتی تبعیض جنسیتی که هیچ وزیر زنی نخواهیم داشت و زن رئیس جمهور و نمی شود .

حالا این وسط کاش یک نفر از میرحسین موسوی سوال می کرد اصلاح طلب اصولگرا چه معجونی است ؟ میر حسینی که می گوید هنوز لباس بسیجی اش را کنار نگذاشته آیا به حوادث کوی دانشگاه و حمله به دانشجویان با رمز یا زهرا اعتقاد دارد یا از آن دلگیر است ؟ میرحسین که اصول خود را فراموش نکرده است در خصوص دانشجویان سه ستاره که از تحصیل منع شده اند چه صحبتی دارد ؟ میر حسین که میگوید اصلاح طلب است چرا در مورد وزارت زنان در کابینه اش حرف نمی زند . جالب آنکه همسر مکرمه اش می گوید وزارت کسر شان زنان است . یا اصلا این میرحسینی که می گوید اصولگرا است در مورد وضع اسفبار حجاب در جامعه اسلای چه طرحی دارد ؟ این میرحسینی که می گوید اصولگراست آن زمانی که عنان گسیخته های به اصطلاح اصلاح طلب دین و خدا و انقلاب را به نقد کثیف می گرفتند کجا تشریف داشت .  

شاید میرحسین با این اصلاح طلب اصولگرا نامیدن خود قصد آن دارد که رای هر دو طرف را صید کند . که اگر این باشد که تنها می توان برای واژه اصلاح طلب اصولگرا یک معنی یافت و آن هم ...........

البته این را هم اضافه کنم که آن احزاب اصلاح طلبی هم که گرد میر حسین جمع هستند بوی کباب شنیده اند غافل از اینکه تقسیم مقامات تنها به آن قسمت اصولگرای میرحسین می رسد . اینان تنها به طمع رسیدن به لایه های دوم و سوم قدرت آمده اند . آخر نمی دانید دوری از قدرت چقدر تلخ است . شاید وزارت و معاونت به اصلاح طلبان نرسد اما رده های بعدی که احتمالش هست ، نیست ؟؟؟    

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید افشین | 

جنبش اصلاحات در ایران از همان روزهای پیروزی نهضت مشروطیت آغاز شد با فتح تهران در عهد محمد علی شاه شناسنامه دار شد و در نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب 57 طعم شیرین میوه های خود را به ایرانیان عرضه کرد . اما در دوران ما اصلاح طلبی مدرن اگرچه  با دوم خرداد و خاتمی به ثبت رسید اما از همان آغاز نام کروبی را به عنوان شیخ ، بر تارک خود حفظ کرد . شاید علت آنکه کروبی را شیخ اصلاحات نامیده اند ممارست او در پیشبرد اهداف اصلاحات باشد . مهدی کروبی از آن‌دست سیاست‌مدارانی است که در پشت پرده سیاست وزنی قابل توجه و ریشی سفید برای رسیدن به نتایج دارد . اصلاح طلبی شیخ کروبی از آن روزی به چشم آمد که با جمعی از همفکرانش با انشعاب از جامعه روحانیت ، مجمع روحانیون مبارز را بر اساس قرائتی جدید از شرایط سیاسی و مذهبی شکل داد قرائتی که از همان ابتدا با حمایت معنوی امام نیز همراه شد و کار این حمایت تا جایی پیشرفت که امام برای هزینه تبلیغات مجمع روحانیون مبارز در انتخابات دوره سوم مجلس مبلغ سی میلیون تومان در اختیار مجمع روحانیون قرار داد . شیخ اصلاحات پس از اعمال نظارت استصوابی از سوی شورای نگهبان و به حاشیه‌رفتن نیروهای چپ، در پاییز 75 و در همان روزهایی که چپ سیاسی همچون امروز، سودای بازگشت به قدرت را در سرداشت و در زمانی که اکثریت نیروهای اصلاح طلب به دنبال به صحنه کشاندن نخست وزیر خاموش بودند با تصمیمی درست کمر همت به راضی‌کردن سید طناز اصلاحات بست و با رئیس جمهور کردن او فصلی جدید را در اصلاح طلبی آغاز کرد . چندی بعد درست در زمانی که با رفتارهای منفعل کابینه اصلاحات جامعه به نوعی به رای خود مشکوک شده بود باز هم مهدی کروبی ریاست ششمین مجلس ایران که به اعتقاد بسیاری بی‌باک‌ترین مجلس تاریخ جمهوری اسلامی بود را بر عهده گرفت مجلسی که در آن نمایندگان مردم با فراغ بال انتقاد و اعتراض می کردند چرا که در قصه دستگیری نماینده مردم همدان دیدند شیخ در مقام دفاع از حیثیت مجلس و نمایندگی مردم چگونه از اداره مجلس استنکاف کرد و بر این استنکاف چگونه مردانه ایستاد تا آنجا که اغیار از عمل کرده کوتاه آمدند و نماینده محبوس را رها کردند .

پس از پایان عمر دولت و مجلس اصلاحات باز هم این شیخ اصلاحات بود که برای ادامه حرکت قطار اصلاح طلبی در حالی که بسیاری از اعمال نیروهای اصلاحات را نکوهش می کرد عزم ریاست قوه مجریه نمود و در همین زمان دوستان دانا مدام از رای نیاوردن او می گفتند و در آخر همه دیدند  مهدی کروبی با اندک ‌تفاوتی با دو رقیب دیگر، از حضور در دور دوم انتخابات بازماند. اما شیخ به نحوه برگزاری آن انتخابات به شدت اعتراض داشت و با استناد به بسیاری از شواهد، خواهان بازنگری در نحوه شمارش بود . اما این رخداد پایان شیخ نبود بلکه آغازی بود بر  فصلی تازه در حیات سیاسی شیخ . واکنش مهدی کروبی پس آنکه صدای اعتراضش در خصوص انتخابات نهم به جایی نرسید ، به راستی نشان داد که اصالت سیاسی این پیرمرد به دیدگاهی مبتنی به اصلاحات اصیل بر می گردد و به دیگر سخن مشخص شد که او یک اصلاح طلب واقعی است . قهر و کناره‌گیری‌اش از تمامی سمت‌های رسمی و غیررسمی چون عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و مشاورت رهبری و تاسیس یک حزب سیاسی فراگیر و فعال نشان داد که مقصود کروبی از حضور در عرصه انتخابات کسب قدرت نبوده است بلکه او برای اصلاح امور و سربلندی ایران پای به عرصه نهاده است.

حال با این پیشینه کروبی باز هم به میدان انتخابات وارد شده است و این ورود در حالی است که نیروها و احزاب مدعی اصلاح طلبی باز هم همانند انتخابات دور قبل در آستانه اشتباه سیاسی دیگری قرار دارند.

درک اینکه امروز چه کسی منادی اصلاح طلبی است کار آنچنان سختی نیست . تنها دقت در سابقه و گذشته کروبی و شعارها و برنامه ها و اطرافیان او نشان می دهد پایبندی شیخ به آرمانهای اصلاحات در مقایسه با دیگران تا چه حدی است . تحقق حقوق شهروندی و اینکه شهروندان اعم از کرد و فارس و ترک و لر و شیعه و سنی از حقوق برابری برخوردار باشند آرمان همیشگی اصلاحات بوده است . خلاصی از دام نفت هموار آرزوی اصلاح طلبان بوده چرا که اصلاح طلبان می دانند وقتی دولت با درآمد نفت خرج ملت را می دهد دیگر هیچ امیدی به تحقق مردمسالاری نمی توان داشت .

از طرف دیگر وقتی به مشاوران و همراهان کروبی نگاه می کنیم صفی از نیروهای نخبه را می بینیم که یا همچون عماد الدین باقی و عباس عبدی و غلامحسین کرباسچی با محبوس شدن هزینه اصلاحات را داده اند یا همچون جمیله کدیور و محمد علی نجفی و دکتر نیلی با انزوا و یا همچون مهاجرانی با استعفا تاوان تفکر اصلاح طلبی را پس داده اند .

این‌روزها شیخ اصلاحات در میان عدم گرایش احزاب مدعی اصلاحات و هجمه و حمله های مسموم کیهان در نبود رسانه‌ای ملی و فراگیر کوله‌بار سفر بر دوش گرفته و گوشه به گوشه ایران را سفر می‌کند یک روز به شیراز می رود و در میان استقبال گرم مردم شال ترمه هدیه می گیرد یک روز هم به همدان می آید و در پشت درهای بسته دانشگاه در روز سرد برفی برای دانشجویان سخن می گوید و پس از آن در مسجد مهدیه به او که خمینی کبیر او را دوست خوب خود خوانده بود ضد ولایت فقیه لقب می دهند .کروبی تمام این رفتن ها و تلاش ها و به قول خودش مجاهدت ها را به جان می خرد تا با به چالش‌کشیدن عملکرد شورای نگهبان در خصوص نظارت استصوابی ‌، انتقاد از عملکرد ضعیف دولت احمدی نژاد ، انتقاد صریح از نبود آزادی بیان برای دانشجویان و مسائلی دیگر از این دست بگوید اصلاحات اصیل و واقعی هنوز زنده است .

اگر در 23 خرداد مهدی کروبی حایز آرا نشود هیچ چیز از او کم نشده است . او در طی سالها دین خود را به اصلاحات ادا کرده و امروز هم تنها اوست که شعارها و آرمانهای اصلاح طلبی ایرانی را فریاد می زند .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید افشین | 

وقتی محمود احمدی نژاد رای آورد برخی فکر می کردند که احمدی نژاد اصولگرا ترین دولت را تاسیس کند و معنی کامل اصولگرایی را به منصه ظهور می رساند یا بهتر بگویم اصولگرایی را برای ملت معنی کند . احمدی نژاد در همان زمان ورود با عدم ائتلاف با دیگر گروه های اصولگرا به نوعی این معنی را به جامعه القا کرد که او آنان را اصولگرا نمی داند یا خط اصولگرایی او آنی نیست که دیگران می پیمایند . حال بعد از چهار سال وقتی به وقایع گذشته نگاه می کنیم دولت احمدی نژاد را می بینیم با کارنامه ای که نه تنها به اصولگرایی شباهت ندارد بلکه به نوعی آسیبی بزرگ به این مفهوم رسانده است تا جایی که شاید بتوان گفت او آبروی اصولگرایی را به خطر انداخته است .

می دانید که اصولگرایی همیشه مدعی نظارت بر روابط زن و مرد و حفظ حریم و حدود بوده است . احمدی نژاد در همان اوایل ریاست دستور جالبی داد و آن اینکه بهترین قسمت ورزشگاه آزادی را به زنان اختصاص دهند تا آنها در فضای آنچنانی ورزشگاه حاضر شوند و لابد با آقایان حاضر سرود توپ ، تانک ، فشفشه سر دهند . این دستور احمدی نژاد به شدت با مخالفت مراجع و روحانیون مواجه شد .

جریان اصولگرایی همواره تاکید بر صداقت و راست گویی داشته است و خود را همواره جریانی معرفی می کرد که بر پایه صداقت و نه تزویر و سیاست حکومت می کند . احمدی نژاد در بازگشت از اولین سفرش از نیویورک از آن هاله نور معروف سخن گفت . دروغ قصه آنقدر واضح بود که آیت اله جوادی آملی در پاسخ به او گفته بود مردی دامنش را به حالتی که علوفه در آن است جلوی چارپایش گرفته بود تا حیوان به تصور غذا حرکت کند بد از آن شیعه از او حدیث روایت نکرد و تاکید فرموده بودند مرد را نفریبید . از دیگر حیله های دولت محمود احمدی نژاد قضیه برادر بزرگوار کردان بود و آن مدرک دکترای معروف از دانشگاه آکسفورد . نکته جالب آن بود که بنده خدا کردان خودش می دانست و قصد استعفا کرد اما احمدی نژاد بر دروغ و حیله ای که به کار افتاده بود اصرار ورزید و گفت من به آقای کردان گفتم بمان و به مجلس برو برای پاسخ . شاید هم این تزویر احمدی نژاد بود تا دم انتخابات وزارت کشور را به کسی بسپارد که قبلا رای نیاورده بود و آن صادق محصولی بود .

داستان سفر احمدی نژاد را به عراق به خاطر دارین برگشت و گفت می خواستند من را در عراق بدزدند . من که خیلی سعی کردم لبخن نزنم اما نشد . جالب این بود که بعد از این اظهار نظر هیچ اتفاقی در شفافیت و سطح رابطه ایران و عراق نیفتاد و ایران حتی با نماینده آمریکا در مورد امنیت عراق پای میز مذاکره نشست . مسول گروه امنیتی سفر رئیس جمهور در عراق هم از نقشه ربودن احمدی نژاد اظهار بی اطلاعی کرد . کسی هم دیگر در مورد آن حرف نزد حال یا مهم نبوده یا واقعیت نداشته .  

اصولگرایان همواره بر عزت مداری در سیاست خود تاکید داشتند اما احمدی نژاد این عزت مداری را با نوتن نامه های پیاپی و اتفاقا بی جواب و اعتنا طوری دیگر نمایان کرد نامه به بوش ، مرکل ، پاپ ، سارکوزی ، شیراک و اوباما . او آنقدر بی تاب یک جواب ساده بود که در همین مصاحبه اخیرش با تلوزیون ان بی سی آمریکا گفت هنوز منتظر جواب اوباماست . به غیر از این داستان فرهای عزت مند به اجلاس های جهانی را هم که داریم در اجلاس سازمان جهانی غذا فا او در ایتالیا همه مدوعوین در شام رئیس جمهور برلوسکونی دعوت بودند به غیر از محمود ما . در اجلاس ژنو هم نماینده هیچ کشوری که سرش به تن اش بیرزد در جلسه نماند جالب آنکه تنها رئیس جمهور حاضر در اجلاس هم محمود ما بود .

اصولگرایان همواره تاکید بر دشمنی با اسراییل داشته اند . اما در زمان احمدی نژاد یادتان هست سخنان جالب مشایی در خصوص دوستی با ملت اسراییل را . یادتان هست تاکید وی بر صحیح بودن اعتقادش و حمایت احمدی نژاد از او در برابر آنانکه علیه این حرف موضع گرفته بودند احمدی نژاد جمله ای را گفت که خیلی جالب بود و آن اینکه : در این موضوع جدا به آقای مشایی ظلم شد و پایان بخش این غائله انتقاد رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه از گفته های مشایی .

اصولگرایان همواره بر حفظ رابطه مطلوب با حوزه تاکید داشتند اما در دولت احمدی نژاد این رابطه ها بیشتر بر پایه انتقاد حوزه از رئیس جمهور اصولگرا بنیان داشت انتقاداتی به علت اظهارات جناب مشایی ، آن مجلس حمل قران توسط زنان همراه با دف زدن و هلهله کردن در کردستان انتقاد از راه دادن زنان به ورزشگاه انتقاد از آن صحبتهای رئیس جمهور در جمع روحانیون مشهد مبنی بر اینکه کشور را امام زمان اداره می کند و از این دست انتقادات . کار انتقادات به جایی رسید که حسینی بوشهری رئیس سابق حوزه علمیه به صراحت در گفتگو با مجله شهروند امروز گفت در دوره خاتمی نسبت به این دوره انتقادات حوزه کمتر بود .

بگذریم دوره احمدی نژاد دوره ای درخشان بود در تاریخ ایران که شاید بهتر باشد تاریخ درباره آن قضاوت کند امید آنکه محمود احمدی نژاد در دور بعدی ریاست خود بر قوه مجریه معانی تازه دیگری از اصولگرایی را به ملت همیشه در صحنه بنمایاند !!!  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید افشین | 

 

بدون اغراق و تعارف می گم دو سال است مبتلای قطار شده ام . اصلا فقط به خاطر راه رفتن روی ریل با این قطار است که به اینترنت سر می زنم . اصلا هم یادم نیست چه شد که آن بنر وبگردی با قطار را کلیک کردم و در این دام لذت بخش افتادم .

قطار با تمام سادگی ظاهری اش یکی از جذاب ترین سایتهای حال حاضر است (البته تا جایی که من رصد کرده ام) یکی از موارد جذاب آن هم به روز که چه عرض کنم به لحظه بودن آن است . قطار هر ثانیه در حرکت است و آخرین خبر را با خود همراه می کند . دیگر جذابیت آن خواننده نوشت بودن آن است . اینکه خوانندگان می توانند عضو شوند و در آن بنویسند و اظهار عقیده کنند نکته ای است بسیار جذاب .

اما به غیر از این موارد که تنها دو مورد از محسنات بی شمار قطار است انتقادهایی هم به این قطار و لوکوموتیورانان ان وارد است که امید آن دارم عزم به اصلاح آن کنند . یکی از ضعفهای قطار این است که نمایشگر تعداد بازدیدکننده سایت در برابر دید مراجعه کنندگان قرار ندارد . همین که تازه واردی ببیند در همان روز چند نفر سوار قطار شده اند در ادامه حرکت قطار اثر دارد .

دیگر اینکه قطار می تواند محلی مناسب برای نظرسنجی باشد . الان ماههاست که نظر سنجی در مورد الویت کاری رئیس جمهور آینده به عنوان نظرسنجی قرار دارد و نتیجه هم انقدر ثابت شده است که ادامه نظر سنجی تاثیری در کل آن ندارد و معلوم هم نیست چرا نظر سنجی عوض نمی شود . به نظر من بهتر است هر نظر سنجی فقط دو هفته بر روی سایت باقی بماند .

سومین نقص قطار سانسور سوزنبان است . یادش بخیر قدیمها نوشته به محض ارسال نمایش داده می شد اما الان نمایش منوط به نظر سوزنبان است. گرچه قطار و محیط وب جایی است برای آزادی بیان اما انگار در همین محیط کوچک هم باید در دست یکی قیچی باشد . آیا بهتر نیست به جای عدم نمایش مطالب کم ارزش از روش نمره دهی کاربران استفاده کنید آن هم به این شکل که خود کاربران بنا بر ارزش مطلب به آن نمره دهند و نمره کسب کرده مطلب در جلوی تیتر قید شود ؟ به این طریق مراجعه به مطلب کم نمره کم خواهد شد .

به غیر از این دو مرحله ای شدن ورود به تالار اعضا هم از آن اتفاقاتی است که فلسفه اش را نفهمیدیم .  

درهمین جا پیشنهادی هم عرض می کنم و آن تاسیس تالار گفتگو است . هر هفته مطلبی را طرح کنید و از کاربران در حد یکی دو خط نظر بگیرید و کل این نظرات را هم در دسترس قرار دهید تا همه از نظر هم مطلع باشند . مثلا در این دم انتخابات نامزدها را مورد نقد مسافران قطار بگذارید بد نمی شود به خدا .  

در آخر استدام حرکت قطار . ازدیاد مسافران قطار . سعه صدر و افزایش حوصله سوزنبان و خستگی ناپذیری لوکوموتیوران را آرزو دارم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید افشین | 

 

این بحث القاب دینی در حوزه علمیه هم بحث جالبی است . از دیرباز به علمای دینی القاب متفاوتی داده می شد زمانی به ایشان ملا می گفتند مثل ملا محسن فیض کاشانی . گاهی شیخ می گفتند مثل آشیخ عباس قمی . در دوره ای آخوند می گفتند مثل آخوند خراسانی . زمانی پس از مرگ فرد برای او لقب می گذاشتند مثل شهید اول یا شهید ثانی . در دوره ما علما و روحانیون در زبان محاوره و عامه مردم آخوند نام می گیرند اما در زبان رسمی به حجه السلام و آیت الله و بعضا آیت الله عظمی تقسیم می شوند .

امروز در واقع شاید نتوان ملاک مشخصی برای اعطای این القاب یافت. هر طلبه ای در بدو ورود حجه الاسلام می شود و اگر درس خارج را شرکت کند و سنی از او بگذرد و به مرحله اجتهاد برسد آیت الله . مرجع مورد رجوع عامه مردم هم که بشود می شود آیت الله العظمی . البته در این بین هواداران همواره القاب بزرگتری بر مریدشان می گذارند.

جدای از این بحث که من باب فتح باب بود در حال حاضر یکی از مسایل خیلی جالب حساسیت عده ای از اصولگرایان و بعضا اصلاح طلبان است بر سر اینکه چرا به مهدی کروبی می گویند آیت الله مهدی کروبی ؟ آیا واقعا کروبی به حد آیت اللهی رسیده است ؟

بنده در اینجا فقط برای اینکه برای بعضی از خوانندگان مشخص باشد عرض می کنم که

امام خمینی در حکمی می نویسد : جناب مستطاب عمده الاعلام و مروج الاحکام شیخ مهدی کروبی مجازند در تصدی امور شرعیه که منوط به اذن فقیه جامع الشرایط است . و مجازند در اخذ سهم امام (عج).

آیت الله فاضل لنگرانی در تاریخ 17/6/69 می نویسد :

برادر جناب مستطاب اشیخ حاج مهدی کروبی با توجه به سوابق تحصیلی در حوزه مقدسه قم در حد اجتهاد و تجزی است .

ایت الله محمدباقر طباطبایی سلطانی از قدیمی ترین اساتید قم می نویسد : آقای حاج شیخ مهدی کروبی ریات محترم مجلس سالها از شاگردان خوب درس اینجانب بوده و مسلما اهل نظر و مجتهد متجزی می باشد .

آیت اله یوسف صانعی از مراجع تقلید در تاریخ 3/7/69 می نویسد :

ایشان از جهت اجتهاد و علمیت هم صالح و در حد بالایی از تجزی می باشند .

آیت اله حسین نوری همدانی از مراجع قم در تاریخ 17/6/69 در خصوص اجتهاد کروبی می نویسد : با توجه به سوابق تحصیلی مخصوصا حضور در درس خارج اساتید بزرگ اجتهاد را در حد تجزی دارا می باشند .

آیت اله محمدی گیلانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری نیز در تاریخ 19/6/69 می گوید :

برادر عزیز و مجاهد جناب اشیخ مهدی کروبی با شناختی که از مراحل تحصیل ایشان دارم واجد شرایط اجتهاد در حد تجزی می باشند .

حالا در این زمان عده ای جسته و گریخته در وبلاگها و مطبوعات سعی در آن دارند که کروبی را حجه الاسلامی معرفی کنند که می خواهد با آیت اله نامیدن خود مقام و رتبه ای بیابد غافل از آنکه این بنده خدا از سال 69 به شهادت علما در حد اجتهاد است و مسلما آیت اله . حالا ما هی مدام می گفتیم کروبی و شیخ و حجه الاسلام والله خیلی مرد بوده چیزی به ما نگفته و اعتراضی نکرده .

در مجموع خودتان قضاوت کنید دیگه !!!!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط سید افشین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اولین حروفی که نوشتن آن را آموختم
آی با کلاه و آی بی کلاه بود .
اوایل آن ~ بالای ا برایم جذاب بود
اما بعدها فهمیدم آیٍ بی کلاه بهتـر است از هـزار کلاهٍ آی با کلاه .
آی بـی کلاه نه کلاهی دارد که بردارند
و نه کلاهـی سـرش مـی رود .
ایستاده
ســــاده
راست قامت
بـی هیـچ تعلقی ...

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
پیوندها
آی بــی کـــلاه (نسخــه شمـاره 2)
مـهــدی کــــروبــــی
سیــد محمـد خاتمی
حـزب اعتـمـاد ملـــی
رسـول منـتــجـب نیـا
عـبــــاس عـــبـــدی
امــام مـوسی صــدر
آیــت الــه صــانــعــی
هاشمی رفسنجانی
روزنامـه اعتمــادملـی
دیپلماسی ایرانی
اکــبـر اعـلـمـی
هم میهن
الــپــــر
قــطـار
امـروز
تغیـیـر
ایران در جهان
دنیای سیاست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

قطار وبگردی